عشق خر است و عاشق خر تر!
منظورم این است که این کار در ایران خریت است.اینجا که عشق را در کتاب های دینی به دو دسته تقسیم بندی میکنند:
1.عشق الهی(بین بنده و مادر)
2.عشق مادری(بین مادر و فرزند خصوصا پسر اولی)
و در پاورقی هم می آید که "اونی که مد نظر شماست هوسه.توبه کن و به دامان طبیعت برگرد!"
طبیعت هم همینجاست.اینجا که نمیتوانی کسی را که سال هاست دوست داری ببوسی و باید تقوای الهی پیشه کنی تا خداوند راهی به رویت بگشاید...و حتما هم نمیشود و بهتر است بروی رموز یک ازدواج موفق را از مردم بپرسی.
طبیعت همینجاست که بدون عشق زندگی میکنند.بدون عشق درس میخوانند،بدون عشق به دانشگاه میروند،صبح های شنبه بدون عشق فحش میدهند...بدون عشق زندگی میکنند خلاصه.
طبیعت همین جاااست.وقتیکه "ع" عشق از دهانت در نیامده لب ور میچینند و می گویند:خاک به سرم...بچم از دست رفت!
طبیعت همینجاییست که هدف از ازدواج برای دختران در آوردن چشم اعضای فامیل است و برای پسران ادامه نسل و توانایی تولید مثل در راس پایه های یک ازدواج موفق است...
طبیعت همینجاست...مگر طبیعت غیر از این است که روی یک برنامه ریزی روتین زندگی کنیم و بمیریم؟
برچسب:
نویسنده: بنیامین اسماعیلی
تاريخ: پنجشنبه
12 اسفند
1395 ساعت: 3:29