خرید بک لینک

امتحانات ما هم مثل خودمان خیلی خاص است.دو هفته تمام بدون درنگ امتحان داریم.من هم مشکلات عدیده گوارشی ام را با خود بر جلسه امتحان می برم.اینی که می گویم واقعی واقعی است و گرنه واقعا کسی در دنیا هست که امتحان قرآنش را هم...؟حالا تاریخ بماند...

گذشته از شوخی این امتحانات جوری رویم تاثیر منفی گذاشته که از درد عصبی دست هایم نمی توانم حتی قلم به دست بگیرم.اما خب حکمت دلنشینی داشته...در پیشرفت تحصیلی شاخ شده ام.همین "اول"شدن خیلی حکمت دارد.یکی از حکمت هایش به خاک مالاندن دماغ خرزن های مدرسه است!

....

دلم میخواست همه پست های وبلاگ را به جز چند تا حذف کنم یا گلچین پست های خوبم را در یک وبلاگ دیگر بنویسم.لامصب پس فردا همسر آینده ای-چیزی میرود این افکار مخشوش را می خواند و دیگر اصن یک وعضی ها!

بعد دیدم این کار خیلی وقت است که انجام میشود.به لطف تکنولوجی همه در شرایط"یه روز خوب با قابلمه و زودپزمون" و"مرسی از سوپرایز ویژه عزیزانم" و "یه شب عالی.مرسی که انقد خوبین" لحظاتی را ثبت می کنند و در هر نقطه ای که بتوانند آن را قرار می دهند تا به هر نحوی به دست ما برسد و بفهمیم که آنها خیلی خوشبختند و خاک تو مخ ما که انقد خوشبخت نیستیم!

از کاری که میخواستم انجامش بدهم منصرف شدم زیرا:

1.حال ندارم

2.طبیعی نیست..من و اینهمه خوشی؟محاله

3.حال داریا

4.دروغ چرا؟خود خاک تو مخم که میدونم همش دروغه

5.دروغگو دشمن خداست

6.حسود هرگز نیاسود!

7.به پدر و مادر خود احترام بذارید!!×!!

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 3:29

صفحه بندی